تبليغاتX
:: برگ سبز ::



         

          

 

 

 

      اینطور به نظر می رسد که برای بیان حقیقت بعضا چاره ای جز گـــــذر از

وادی سایه ها نباشد و آدمی برای رسیدن به هر پیش فرض سبزی برای عبور

ازتاریکی واهمه ای در خود سراغ نبیند .

 

جناب تیرداد راد عزیز

 

          در محیط مجازی اصولا با هیچکس مشکلی ندارم مگر در مـام تقابل اندیــــشه و این مشکل تنها مشکل اثر و بحث های پیرامونی آن می باشـــد . در فضای نقد حاکـم بر ادبیات امــــروز نیز به علل گوناگونی چون عدم فهم سخـــنان بنده در نزد اهالــی ادب دیگر به نقد موردی نمی پردازم و پس از چند مورد بحث بی در و پیکر که در نهایـــت به مرزهای حتاکی نیز پا گذاشت صلاح بر آن دیدم که نـــقد فاقد فاکـــتور فیـس تو فیسرا کنار بگذارم خاصه در محیطی که دوستان همگــی شاعرجاسر و منتقد منعقد هستند بنـده با روایت پست مدرنی جناب موســـوی از غزل به عنوان نماینده ی شعر امـروز و رفتــــار ادبی ُ به این صــورت آوانگارد ُ ایشان در این حوزه کاملا مخالفـم و این مخالفت در طی چند مورد بحث به نظر ایــــشان رســـــانده شد و بحث ما نیز به هــــــر چند به صورتی نا خوشایند به پایان خــــــود قدم گذاشت . اما جناب تیرداد عـــزیز از شما به عنوان یکی از اهـالی ادب نتظار این افترای بزرگ را نداشته و ندارم چرا کــه از منـــــظر این حقـیر ادبیات معاصر ادبیات مرگ مولف می باشد نه ادبیات کوبش مولف .

         در حوزه ی این حقــــیر در نقـد یک اثر فقط حلقه های دوم و ســـــوم  فرایند موثـــر اثر و تاثیر  از اهمیت برخوردار هستند و مولف بی گناه ترین حلقـــه ی این زنجیره اســـت چه رسد به اینکه در فضایی مســـموم ردپای هتک حرمــت افرادرا از خود بر جـــای بگذارم .

           در پایان از شما خواهشمندم با حذف اسم بنده از مقابل وبلــاگ موســـوم به حسنقلی و اسـترداد هزینه ی این بی آبرویی کمال لطف را در حــق این حقیر به جــای بیاورید .

 

جناب موسوی

    با عنایت به این که این حقیـــــر تا به حال هیچ گــــــونه ارتباــطی با وبلاگ حسنیقلی  و تیرداد راد نداشته و ندارم و نیز تشـــکر از حسن رفــتارشما در  این مورد ُ مطلع ساختن اینجانب از وقایـع اخیرُ امیدوارم من بعد شاهد اینگونه بی حرمتی ها به ساحت دوستان نباشیم .

 

و اما اهالی ادب

        همیشه عرض کرده ام که در فهم یک سخن چه این سخن ادبی باشد یا غـیر ادبی و چه فلـسفی باشد یا غیر فلسفی و .... یک فرایند سه مرحـــله ای  بیان تفهیم و فهم پشت سر گذاشته می شـود و اگر یکی از این حلقه ها ناقص یــا ناکارامد باشند کوشش برای رساندن هر موضوع یا مسئله یا مفهومی در صفر ضرب  می شود معمولا مفهوم در ۴ روش به مخاطب رسانده می شود

 ۱ معقول

۲ معمول

۳ محمول

۴ منقول

         اگر مفهومی را که ما در ذهن خود پرورانده ایم یا به آن رسیده ایم فاقـــد یکی از این ۴ روش برای رساندن آن به مخاطب باشــد فرایند درک در نزد مخاطب با نقصان مواجه می شـود مگر اینکه رضایت به مـرگ مخاطب نیز بدهیم و به این پیش فرض برسیم که هر اثری منهای مولف و مخاطـب به خــــودی خود یک اثر می باشد و  این بزرگی مولف و یا پسند مخاطب نیست که به یـــک اثر شخصیت مـــــی بخشد که البته طرفداران چنین نظریاتی کم هم نیستند .

            در پایان باید گفت چنین به نظر می رسد که میتوان جدا از هرگونه تهـمـت افترا کوچــک انگاری دیگران خود بزرگ بینی حتاکی به شخصیت ها  در همین محیط مجازی هم به تبادل نظرات و احساسات شاعرانه پرداخت . چرا که بزرگان با حوصله ی خویش و کوچکترها با رعایت ادب مشــمول بر این فضــا می توانند لحظاتی هر چند خوب را داشته باشند . ما نیز در مقام خود ملحوظ رعایـت ادب در نزد بزرگان هستیم .

 

حاشیه ای بر تناقض در حوزه ی غزل پست مدرن

 

 

 

        در تناقض سخن از دو مورد می باشد که وجود یکی ناقض دیگری هست به عبارت دیگر ایجاب یکی در حکم امتناع آن دیگری بوده و طرفین نقض غير  قابل جمع می باشند .این تعریف تناقض است و در مورد تضاد باید گفت تضاد به حکم مبارک فلاسفه ی شرق و غرب و مریخی های ساکن وجود دو موردی که عکس یکدیگر بوده ولی اجتماع آنها ممتنع نمی باشد . با این حساب موارد در حالات مختلف و به نا به مفاهیم مستخرجه از آنها می توانند هم متناقض و متضاد باشند و هم نمی توانند مثلا شب و روز ناقض یکدیگرند و اجتماع آنها ممکن نبست ولی سیاهی و سپیدی که از تظاهرات آنها می باشد تعزیر در اجتماع شان وجود ندارد و حال در مورد کلمه ی غزل پست مدرن  . در مفهوم پست مدرن هیچگاه قالب رد نشده است و این حرف از سوی اندیشمندی چون شما بعید به نظر می رسد در مفاهیم پست مدرن قالب به صورت آیرونی مطرح است و وقتی از عدم قالب سخن به میان می آید منظور قالب واحد و ثابت برای بیان ساخت اجرا طراحی نگرش اندیشه ورزی هدایت کنترل و ...در تمامی حوزه های پست مدرن می باشد و درست در اینجای کار است که پای غزل پست مدرن از لنگیدن در میرود و آن این است که غزل پست مدرن می خواهد با قالب ثابتی به نام غزل در حوزه ی ادبیات به ایجاد مفاهیمی در فضای پست مدرن بپردازد که در اصول مغایر و ناقض ایدئولوژی های پدید آورنده ی خود می باشند چون در اصول پست مدرن فضای ثابت از پیش طراحی شده قابل تعمیم و تحدیس و با منطق قبلی وجود ندارد . گذشته از این بحث فرم و محتوا در حکم ظرف و مظروف قرار دارند و در حیطه ی کل و جزء نمی توانند مطرح شوند. یعنی بحث از ریشه می تواند غلط به حساب آید .  در فضای پست مدرن مخاطب از گذشته چیزی به یاد ندارد (به جز هاله ای ) و از آینده کاملا بی خبر است و هیجان و اضطراب اورا به گذشته ارجاع می دهد و این در حالی است که از گذشته ی خود چیزی به آن صورت در دست ندارد . درست در اینجاست که مفهوم سیالیت در شکل و محتوا و محتوی در پست مدرن صورت میپذیرد . دور از ذهن ساختن مفاهیم آشنا و به ذهن نزدیک ساختن مفاهیم غریب با تنوعی از ترکیبات جدید و بعضا بی مفهوم شاید مفهومی باشد که در پست مدرنیته به دنبال آن هستیم ولی در نهایت باید گفت بازی با ابعاد حاکم بر فضای تخیل و اندیشه در حوزه ی زمان و مکان پیش شرطی در خلاقیت پست مدرنی در تمامی عرصه هاست که اگر عمدی در این پیوستار صورت گیرد خود امر از نظر پست مدرن رد می شود چرا که انجام های منطقی و عمدی  (چرا که صورت پذیرفتن هرعمدی در هر امری اگرچه دور از عقل باز از یک منطق خاص پیروی می کند که این خود نیز باز با اصول پست مدرنی مغایر است . ) در این حوزه جایی ندارند .  

 

عزت مزید 

با نهایت احترام

داود عباسی

 

+نوشته شدهشنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 23:14 توسط داود عباسی |